کوهکده
دغدغه های من درباره جنگل و کوه






منوی وبلاگ
محمدعلی علایی

درباره : دغدغه های من هیچی نیستن جز تو ای کوه ها ، دره ها ، جنگل های زیبای کشورم ..
پروفایل مدیر :محمدعلی علایی
ایمیل مدیر وبلاگ
صفحه نخست
آرشیو وبلاگ

مطالب اخیر
 ۱۳٩٥/۱٠/۱٥
 سفری متفاوت
 مرد اگر نیستی نَر باش
 اولین صعود ایرانیان به مومهیل سار 7343 متر پاکستان
 The Moon Cup در زنان و پریود آنها
 رآی من به هفتمین صعود قلم
 معرفی کوه های ایران به ترتیب حروف الفبا
 معرفی کوه های ایران به ترتیب حروف الفبا
 معرفی کوه های ایران به ترتیب حروف الفبا
 مجموعه عکاسی های عاشقانه من با جنگل

موضوعات وبلاگ
()

صفحات وبلاگ


آرشیو وبلاگ
اسفند ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠


نویسندگان وبلاگ



لینک دوستان
می خواهم روزنامه نگار بمانم !
دیده بان محیط زیست ایران
کانون کوهنوردان اوراز مهاباد
فتو بلاگ سید رضا حسینی
گروه کوه نوردی کلکچال
شکار و خفاظت طبیعت
گروه بیا بریم دشت
عکاسی ماجراجویانه
محسن گل عنبری
نگاهی به طبیعت
دیدبان میانکاله
شیوا شفاهی
کویر های ایران
محمد درویش
ابتکار سبز
اوج ( زیروِ )
آرام کوه
غارنورد
پلوار 70
کلاغ ها
ماگما
وبلاگ فارسی
ليست وبلاگ ها
قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ict
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

آمار و خروجی
  Feed  



لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

مجموعه عکاسی های دلانه من

سلام به همه ...
مجموعه عکاسی های دلانه من تصاویر ثبت شده با دوربین های من در سفرهای مختلف رسما اعلام میکنم فقط دید عکس ها به صرف ثبت شدن بوده و هیچ گونه دید حرفه ای در عکس ها شاید نباشه .... با تشکر محمد علی علایی ...

به روایت شاتر و دریچه دوربین :

استان کرمان .شهر ماهان .. باغ شاهزاده (شازده )

استان کرمان .شهر ماهان .. باغ شاهزاده (شازده )

استان کرمان .شهر ماهان .. حرم حضرت شاه نعت الله ولی

استان کرمان .شهر ماهان .. حرم حضرت شاه نعت الله ولی

استان کرمان .شهر ماهان .. حرم حضرت شاه نعت الله ولی

استان کرمان .شهر ماهان .. حرم حضرت شاه نعت الله ولی

استان کرمان .. شهر کرمان ... حمام گنجعلی خان

استان کرمان .. شهر کرمان ... حمام گنجعلی خان

استان کرمان .. شهر کرمان ... حمام گنجعلی خان

استان کرمان .. شهر کرمان ... حمام گنجعلی خان

استان کرمان .. شهر کرمان ...مجموعه گنجعلی خان موزه ضرب سکه

استان کرمان .. شهر سیرجان .. آب انبار 2 قلو

استان کرمان .. شهر سیرجان .. آب انبار 2 قلو

...


گشایش مسیر جدید از گیلوان(استان زنجان ) به شفت (استان گیلان )

خب سلام به همه برنامه معرکه ای بود که به لطف دوست عزیزم نصیر الله دینی در اون شرکت کردم .. گزارش رو ایندفعه فهرست وار میگم و بقیش رو میسپرم به دریچه دوربین ..

شروع برنامه : 10 تیر ماه 1390

منطقه شروع : شهر گیلوان

منطقه پایان:  شهر شفت

مدت زمان برنامه : 9 روز

نام روستا ها و ارتفاعات پیمایش شده : گیلوان ، زرشکلی و لهمت انارستان ، جیش آباد ، سوستان گرداب ،  کلمستان ، سوته ، شفت

این برنامه تلفیقی از کوه نوردی ... دره نوردی و جنگل نوردی بود ...دره های بسیار عجیب و شگرف و 100% بکر ... مسیر پیمایش شده تقریبا از روز 2 تا روز 5 هیچ گونه اثری از رد پاهای انسانی نبود ..
نفرات شرکت کننده :

محمد علی علائی ..فاطمه نگاری و به همراهی یک دوست 

با ارزوی پیمایشی دیگر با این دوستان  .....

پیمایش و گشایش به روایت تصویر :

 

 

 

...


گزارش پیمایش جنگل های هیرکانی آمل

گزارش پیمایش جنگل های هیرکانی آمل

زمان : 2 فروردین تا 11 فروردین ( به علت نامساعد بودن هوا 3 فروردین برنامه لغو شد )

مکان پیمایش : از جنگل بانی شماره 1 شهرستان آمل تا منطقه جنگلی واز در شهرستان نور طول میسر 100 کیلومتر

مسافت پیمایش شده در روز اول 20 کیلومتر و برگشت 25 کیلومتر

مکان پیمایش شده : جنگل های هیرکانی مُلک سنگ درگاه

شرکت کنندگان : محمد علی علائی سرپرست و راهنما

مسعود پور عباسی استاد طبیعت گردی و مربی رشته ماهیگیری ورزشی

گزارش ذیل به قلم استاد پور عباسی برای سایت محیط بانی ایران تهیه و تنظیم شده بود که من عینا متن رو گذاشتم ....

 سلام به همه دوستان عزیز
اونقدر این حسین به ما اصرار کرد که دیگه از رو رفتم و براتون یکی از زیبا ترین خاطراتم رو می گذارم که آقای محمد علی علایی دوست بسیار خوبم باعث و بانی بود و کلی هم مزاحمش شدم فردای سال تحویل کوله بارم رو بستم و راهی شمال شدم و با محمد جان رفتیم اول از همه سراغ اسبها کمی سوارکاری کردیم و بعد برنامه فردا را ریختیم فردا صبح اونجا حاظر بودیم تا اینکه ماشینی که قرار بود اسبها را به جنگل ببره برسه و ما هم مشغول زین کردن اسبها شدیم خوب حالا مونده وسایل که واقعا یک نیسان باید اونها را بار میزد و اونوقت ما می خواستیم بار اسبها کنیم 8O  خلاصه اینکه اول خانم سوز و آقای کوران را سوار لیموزین کردیم و راهی جنگل کردیم خوب ما هم وسایل را بار یک آژانس کردیم و راهی جنگل بانی شدیم بعد از اخذ اجازه و پیاده کردن خانم و آقا و وسایل شروع به بار زدن کردن و مثل کابویی های تکزاس اسبهای بیچاره را طناب پیچ کردیم :roll: البته فکرکنم اون لحظه این بیچاره ها رو با وانت اشتباه گرفته بودیم یا اونقدر هیجان داشتیم که بدنمون گرم بود و نمی فهمیدیم البته توی راه اونقدر این بارها کج و کوله میشد که نگو :lol: بعد از اون اسبهارا به آب زدیم تا ترسشون بریزه و روی پل رم نکنند و بعد راهی جنگل شدیم توی پرانتز باید بگم که خدا پدر و مادر این جنگل بانی را بیامرزه که بعضی جاهاش آنتن نمی داد چون این محمد ما همش گوشی موبایل روی گوشش بود مشکوک می زنه فکر کنم خود کوفی عنان باشه آخه خیلی سرش شلوغه :roll: مناظر بسیار عالی و هوای بسیار دلنشین که آدم رو جوون میکنه و آرامشی که واقعا وصف ناپذیره و صدای پرندها و سکوت جنگل که گاهی با تق و توق سم اسب می شکست و آهنگ دلنشینی را می ساخت گاهی هم یکی از پشت سر من یک دفعه آواز سر میداد و اون کسی نبود جز محمد با اون صدای قشنگش(بابک کجایی که چقدر یادت کردیم اونجا جای شما و اون صدای نازت خالی بود) توی حال و هوای خودمون بودیم که یک چیزی از دور توی عمق جنگل نظرمون رو به خودش جلب کردکه همش سرش رو بالا و پایین می کرد با دوربین که دیدیم یک اسب بود که ظاهرا وحشی بود حالا از اول وحشی بوده یا اهلی بوده وحشی شده رو دیگه من نمی دونم اما زیبا بود و ظاهرش هم با اسبهای محلی فرق داشت کمی نزدیک شدیم که با غرشی که کرد صدای اسب من هم دراومد خلاصه اینکه راهمون رو ادامه دادیم تا اینکه هوا رو به تاریک شدن گذاشت لذا راه رو به طرف رودخانه کج کرده تا شب را اطراق کنیم و چادر بزنیم و استراحت کنیم از اسب ها پیاده شدیم و مثل توی فیلمها راههای صعب العبور و لیزی و پر از خار و خاشاک را طی کردیم و مجبوربودیم که شاخه ها و پیچگها را ببریم که طی اون کیسه خواب من هم پاره شد خلاصه اینکه بعد از چند ساعت به لب رودخانه رسیده و منطقه مناسبی برای اسبها و چادر زدن پیدا کردیم خلاصه اینکه محمد جان شروع به جمع آوری چوب کرد و من هم چادر را نصب کردم سعی کنید همیشه یک رول سفره یکبار مصرف با خودتون ببرید که کاربردهای زیادی داره مثل زیر چادر یا زیر انداز یا خود سفره یا بارونی یا طناب یا روی اسبها بندازید یا روی چیزی بکشید خیس نشه و خلاصه اینکه خیلی کارهای دیگه آتیش رو روشن کردیم جای سید محمد خالی نبودی که ببینی ماهم بلدیم آتیش روشن کنیم با چوب های خیس اما خوب باز هم این محمد کل ژل آتش زنه رو خالی کرد من نمی دونم چه لجی با این آتیش داره :lol: اسبها را جدا از هم بستیم که هم اگر خطری بود ما باخبر بشیم و هم اینکه به هم آسیب نرسونن دار را برپا کردم که شامل یک سه پایه از چوب و یک چوب عمودی روی آتش که دارای نانخنک هست برای قرار دادن کتری و بقیه چیزها روی آتیش که اون رو هم باید اول گلی کنید تا دیرتر بسوزه به شکل زیر خوب دقت کنید در این روش خیلی زود آب جوش میاد و ترس ریخته شدن هم ندارید دو تا نسکافه گرم توی اون هوای سرد چه حالی داد شروع به گرم کردن شام کردیم که از شانس بدمون ریخت ولی اونقدر غذا آورده بودیم که اون چیزی در برابرش نبود و دوباره گرم کردیم و شام خوردیم و کلی هم آتیش بازی کردیم همچنان سکوت جنگل بود و گاهی صدای پرنده ای یا شکستن چوبی زیر پای یک حیونی دیگه همه جا تاریک بود و به قدری تاریکی شدید بود که با وجود آتیش تا دومتر اونورتر رو نمیشد دید مثلا چادر پشت سرم من بود و دومتر بیشتر با من فصله نداشت اما دیده نمی شد و با دوربین هم با فلش البته موبایل به زور میشد عکسی گرفت کم کم آسمون هم به ما حال داد و بارون نم نم شروع شد :( اسبها را گرم کردیم و روی اونها را سفره یکبار مصرف بستیم که کمتر خیس بشوند و گرم بمانند و در عین حال اونها را کنار آتیش و چادر آوردیم نمنم شد سیل ولی ما بچه پروها کنار آتیش صفا می کردیم و بعد از مدتی من رفتم خوابیدم و محمد پاس شب بیداری داد ولی اونقدر سرما زیاد شد که اون هم نزدیک طلوع اومد توی چادر و توی کیسه خواب خوابید فردا صبحش بارون بند اومده بود و ما هم قرار بر ادامه مسیر داشتیم و شروع به بستن و بار کردن وسایل کردیم که نا گهان بارون بارید و شدید شد و با توجه به آسمون این بارون از اون بارونهایی نبود که زود بند بیاد و چند روزه بود که ما هم تصمیم به عقب گرد کردیم و برگشتیم توی مسیر برگشت همش آواز می خوندیم و لذت می بردیم وقتی رسیدیم اونقدر بارون شدید شد که باید حتما زیر سرپناه جنگلبانی می رفتیم و این بارون تا برگشتن من دامه داشت وقتی میرید جنگل حتما باید با یه فرد بلد برید یا شخصی که تجربه داشته باشه و تجربه که میگم شوخی نیست و باید اصولی را بلد باشه که شاید به ذهنتون هم حتی خطور نکنه و این خیلی مهمه جنگل مثل بیابون یا کوه نیست که برید در ارتفاع و راهتون رو پیدا کنید به قولی اونقدر درخت هست که نمی زاره جنگل رو ببینید :lol: فردای اون روز سید محمد هم به ما ملحق شد و گشت و گذاری با اسب در اطراف اصطبل و کوری خونی و مسابقه کورس یود و اینکه حسابی همه رو زحمت دادم برگشتم به سمت تهرون داغون داغون که می گم اینه که هیچیش مثل بقیه شهرا نیست حتی مسیر برگشتش توی این مسیر چقدر چرت زدم و طوری بود که نه می شد پیاده شد و نمیشد موند هر چند دقیقه یک متر اما نمی دونم چرا همه مردم به هم می خندیدن 8O واقعا هیچ دلیلی نبود اما می خندیدن من خودم از زور خستگی و این همه مسخره بازی خندم گرفته بود و کسی از کسی نمی پرسید که چند کیلو متر ترافیکه می گفتن چند ساعت ترافیکه خلاصه اینکه مسیر دو ساعت و نیمه شد نزدیک به ده ساعت امید وارم که خسته نشده باشید.. دفعه آخرتون باشه بگید خاطره بنویس این فقط مال دو روز بود :lol:
موفق باشید
مسعود پور عباسی

 

پیمایش به روایت تصویر :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


...


گزارش صعود به قله امامزاده قاسم از راه الیمستان (صعود شبانه )

صعود شبانه قله امامزاده قاسم ارتفاع 2570 متر ...
مکان دسترسی : جاده هراز ... روستای الیمستان موقعیت جغرافیایی
36° 9'18.67"N
52°24'40.79"E

نوع و درجه : صعود شبانه .. جنگل نوردی و کوهپیمایی متوسط ( با وجود مه و بارون شدید به نوع سخت تبدیل شد )
زمان صعود : حرکت از الیمستان ساعت 5 بعد ازظهر ساعت رسیدن به پای قله 10 شب ....
شروع از ارتفاع : 1107 متری .... پای قله برای کمپ 2370 متر ...
شرکت کنندگان : خانم ها : مرجان علوی ... رویا دمیرچی .... هدرا حق صفت .... شبنم قره باغی .... طلا فیروزی .......
آقایان : رضا اخیانی .... رحیم کاظم نژاد ... محمد علی علائی ....

صبح روز 5 شنبه مثل همه همیشه که با نخوابیدن شب قبلش همراه بود منتظر گذر ساعت بودم نمی دونم چرا اکثرا اینجوری هنوز بعد این همه سال وقتی می خوام برم برنامه همش شوق و استرس و یه حس ناشناخته دارم با خودم ... در کل صعود و فرود این برنامه خوب بود و بیشترش در شوخی و خنده  گذشت ... جای همه دوستان سبز ...

صعود به روایت تصویر :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

...


گزارش صعود به قله دماوند از جبهه جنوبی

من نیز چو خورشید، دلم زنده به عشق است

راه دل خود را، نتوانم که نپویم

هر صبح، در آیینه جادویی خورشید

چون می نگرم، او همه من، من همه اویم!

"فریدون مشیری"

گزارش صعود به قله دماوند از جبهه جنوبی:

تاریخ اجرای برنامه: 9 و 10 و 11 شهریور 1390 (سه روزه)

سطح برنامه: کوهنوردی سنگین ( صعود نیمه زمستانی )

تعداد نفرات شرکت کننده: 9 نفر

سرپرست گروه: صعود به صورت دوستان انجام شد

صعود: از گوسفند سرا تا بارگاه ،( 7 ساعت )

نفرات شرکت کننده :
آقایان : وحید سپنج .... رضا اخیانی و محمدعلی علایی

خانم ها : مریم دانی ... نازیلا مومنی ... مرجان علوی ... هدرا حق صفت .... رویا دمیرچی و خانم ندا نور الدینی ...
در روز 5 شنبه به تاریخ 9 شهریور همه دوستان مهمان یکی از همنوردان خوب گروه بودن تا ماشین ونی که برای این منظور در نظر گرفته شده بود سر برسه .. ماشین مذکور راس ساعت 4 صبح زیر پل فردیس 2 تن از همنوردان خانم گروه رو سوار کرده و به سمت تهران ادامه مسیر داد راس ساعت 5 صبح مابقی دوستان در تهران سوار شده و به سمت جاده هراز ادامه مسیر دادیم .... نرسیده به ابعلی به ترافیکی بسیار سخت بر خورد کردیم که باعث شد وقت زیادی رو از دست بدیم ... راس ساعت 8:45 صبح روز چهارشنبه در مقابل فدراسیون کوهنورد شهر رینه بودیم .... بعد از پیاده کردن کوله ها از ون و استراحتی بسیار کوتاه کوله ها را سوار بر لندرورها کردیم و به سمت گوسفند سرا به راه افتادیم ... دیدن 2 تن از دوستان بسیار خوبم جناب استاد قاسمپور عزیز مسئول گروه چکاد ساری و همنورد همراهشون نیز انرژی خوبی رو به گروه منتقل کرد .... راس ساعت 10:35 دقیقه در گوسفند سرا بودیم .... بعد از خرید گونی و بسته بندی کوله های اعظای گروه به کمک دوستان بسیار خوب و عالی وحید سپنج و رضا اخیانی عزیز کوله های سنگین رو به قاطر چی سپردیم و راس ساعت 12 ظهر به سمت بارگاه سوم به سر قدمی وحید سپنج به راه افتادیم ... وحید با گام های سنگین و یکنواخت خودش کاری کرد که بدون کوچکترین خستگی در عرض 45 دقیقه 200 متر ارتفاع بگیریم .. که استراحت 5 دقیقه ای رو بعدش داشتیم .... دوستان همه پر از انرژی و سرشار از شادی بودن ....صعود به ارامی و در شوخی و خنده دوستان ادامه داده میشد ... که در طول راه با گروه بابل ... گروه دالاهو و یک گروه اراکی نیز خوش و بشی داشتیم .... کم کم هوا رو به سردی بیشتر میرفت و انرژی ها کمتر میشد ..... که بالاخره به بارگاه سوم کوهنوردی در دامنه کوه همیشه سر افراز دماوند که پوشیده از برف بود رسیدیم ... ساعت 7:15 دقیقه غروب رو نشون می داد .... به علت نبود جا در بارگاه و عدم رزو جا از قبل و شلوغی بیش از حد بارگاه در محوطه مشغول به کمپ زدن شدیم .... بعد از مشورت با دوستان نتیجه گرفته شد که در داخل چادرهای تابستانی چادر های خودمون رو بزنیم ... بعد از هماهنگی های لازم به کمک وحید سپنج .... رضا اخیانی و جناب قاسمپور از گروه چکاد ساری اولین چادر زده شد و به تربیت مابقی چادر ها ... وهمه بعد از یک کوهنوردی خوب و عالی به داخل کیسه خواب هاشون رفتن ..... صبح قرار بر هم هوای بود و وحید سپنج عزیز قصد صعود به قله وشب مانی رو داشت که با دیر بیدار شدن خودم (علایی ) باعث معطلی وحید شدم که حدودا ساعت 10 صبح وحید سپنج برای صعود و شب مانی روی قله ... رویا دمیرچی .... رضا اخیانی .... هدرا حق صفت برای هم هوای بارگاه رو به سمت بالا ترک کردن .... در ساعت 11:45 دقیقه در ارتفاع 4500 متر وحید سپنج از دوستان جدا شده و به راه خودش با کوله باری سنگین به سمت بالا ادامه میده که به علت دیر    حر کت کردن شب را در ارتفاع 5230 متر کمپ میزنه ( خاطره ای از وحید : نودل خارجی وحید که برای شام بود داری 3 تا بسته بود روغن ... نمک و فلفل ... نتیجه اینکه وحید شامش رو درست می کنه و بعدش حوس فلفل میکنه که همشو میرزه و چشمتون روز بد نبینه بقیش رو حدس بزنید از خود راضی) و در روزجمعه راس ساعت 10 صبح وحید بر بام ایران ایستاد ..... از مابقی گروه با صحبتی که در شب قبل از صعود شد .... خانم ها : حق صفت و علوی و دمیرچی اعلام انصراف از صعود رو دادن .... و آقای رضا اخیانی با داشتن قدرت بدنی خوب و امادگی لازم برای تنها نذاشتن همنورد های خوبشون در بارگاه از صعود انصراف دادن ....
اعضای گروه که قصد صعود داشتن با هماهنگی با گروه دزفول قرار بر این شد صعودی دست جمعی داشته باشیم .... راس ساعت 4 صبح روز جمعه .... ساعت 3:30 اعضای گروه بعد از خوردن صبحانه و بستن کوله حمله در جلوی بارگاه منتظر گروه دزفول بودن که با تاخیر 2 ساعته ساعت به 6 صبح رسید که با مشورت اعضا : خانم ها : دانی و مومنی و ندا نورادینی قرار بر صعود شد ..... حرکت به سمت قله در صبح سرد و پر از برف دماوند از بارگاه سوم شروع شد .... گروه در سکوت صبح گاهی به راه خودش ادامه می داد .... در اواسط راه به 3 همنورد اذری زبان و با معرفت برخورد کردیم که باعث شد ادامه صعود رو با هم باشیم ... دوستان دزفول هم کم کم داشتن میرسیدن که در نهایت هر 3 گروه با هم به سر قدمی دوست اذری زبانمون کامبیز بهرامی و عقب داری اینجابت به سمت قله حرکت کردیم .... سر قدمی بسیار شاد پر انرژیک و توانمند تمام گروه های موجود در راه رو با انرژی زیادش خودش شاد و همراه میکرد ... این 3 دوست اذری زبان از کمک جسمی و روحی به هیچ از گروه ها و افراد کم نذاشتن .. حرکت با گامی اهسته و در برفی سنگین ادامه داشت .... در نهایت راس ساعت 4:35 دقیقه بعد ازظهر تمامی افراد بر بام ایران ایستادن و خداوند بزرگ رو برای این صعود شکر گفتن .... دقایقی به عکاسی و عکس یادگاری با دوستان و خوردن چای گذشت ..... و فرود شروع شد ..... در نهایت گروه ها به ترتبیت پائین اومدن .... اینجانب راس ساعت 11:15 شب به بارگاه سوم رسیدم .......

صعود به روایت تصویر :

گروه در ابتدای صعود ... گوسفند سرا

 

رضا اخیانی .. کوله کشی برای دوستانی که کوله های اصلی رو قاطر حمل کرده بود ..

سنگ نماد انسان با دستانی باز در راه بارگاه سوم

من در راه بارگاه سوم و دورنمای از خط الرس دو برار ...

من در نزدیکی بارگاه سوم .. جبهه جنوبی

کمپ های زده شده در بارگاه سوم ... جبهه جنوبی 4200 متر

 

من در کمپ بارگاه سوم .. شبی سرد و پر خاطره

خانم های گروه .... مومنی .. دانی .. نورالدینی ... جلوی جانپناه بارگاه سوم

صبح در راه صعود به قله ..... خانم مومنی ... من .. خانم نورالدینی ..

یکی از همنوردان اذری زبان گل .. داور ... در راه صعود به دماوند

فوران گاز گوگرد ...

گروه بر فراز قله دماوند ... شاد زی همنورد .. آمل تهران اردبیل اهواز ... دماوند یعنی پیوند دهنده همه دل ها ... پاک ترین نقطه زمین ... اسطوره همیشه جاوید ایران

سرکار خانم مومنی ... بر بلندای گنبد گیتی .. دماوند

مهدی روناش .. همنوردی به گرمای خوزستان ... اهواز .. ایستاده با افتخار بر دماوند

من و مهدی ... بر بام ایران ...

من در دماوند .. خدا رو شاکرم که باز سعادتش رو داشتم و به قول دوستی دماوند من رو طلبید و اجازه داد به بلنداش ادای احترام کنم ...

...


جنگل‌های هیرکانی hyrcanian forest

جنگل‌های هیرکانی یکی از منحصربه‌فردترین نوع جنگل‌ها در دنیا هستند که همچون نوار سبزی بر شیب‌های شمالی جبال البرز قرار گرفته و سواحل جنوبی دریای خزر را می‌پوشاند. این ناحیه از حوالی آستارا در شمال غرب تا حوالی گرگان در شرق ایران ادامه می‌یابد.
این جنگل‌ها که از دوران ژوراسیک به جای مانده‌اند، ۷/۳ میلیون هکتار پوشش جنگلی ایران را تشکیل می‌داده‌اند که هم اکنون به ۸/۱ میلیون هکتار تقلیل یافته‌اند. قدمت این جنگل‌ها که جزو بقایای دوران سوم زمین‌شناسی هستند از یک سو و وجود ۸۰ گونه گیاهان چوبی به همراه گونه‌های گیاهی بسیار نادری مانند راش، بلوط، توسکا، نارون، گیلاس وحشی، بارانک، سرخدار، نمدار و غیره از سوی دیگر، نشان می‌دهد که این اراضی می‌توانند همچون موزه زنده‌ای مورد استفاده قرار بگیرند.در حال حاضر تمرکز بیشتر حجم جنگل های هیرکانی در شهرستان آمل واقع شده که با حضورین چندین دهه دست درازان طرح جنگل در آینده نه چندان شاهد نابودی هر چه بیشتر آن خواهیم بود .

جوامع جنگلی ناحیه رویشی هیرکانی :

1-جوامع جلگه و ارتفاعات پایین ( عمدتا بلوط شمشادستان , توسکاستان , توسکا لرگستان , جامعه انجیلی ) 2-دامنه های متوسط ( عمدتا انجیلی ممرزستان , بلوط ممرزستان ) 

3-دامنه های مرتفع ( راشستان و راش - ممرزستان ) 

4-جوامع ارتفاعات فوقانی و مرز جنگل ( شامل گونه های غالب اوری , لور , سرو سابینا و کامونیس ) .

جوامع راش - مشهورترین و گسترده ترین گونه درختی جنگلهای کوهستانی شمال - کلیماکس بخش وسیعی از جنگلهای هیرکانی را به خود اختصاص داده اند ؛ در زیر تصاویری از جوامع راش ایران مشاهده می شود
بطور کلی جنگلهای شمال ایران دارای ۸۰ گونه درختی ، ۵۰ گونه درختچه ای ، و صدها گونه علفی یکساله و چند ساله هستند . از مشهورترین درختان آن می توان راش ، بلوط ، توسکا ، ممرز ، افرا ، انجیلی ، نارون ، زبان گنجشک ، گیلاس وحشی ، بارانک ، سرخدار ، نمدار ، شمشاد ، لرگ ، لیلکی ، خرمندی ، آزاد ، انجیر و ... را نام برد .از درختچه های این جنگلها نیز ازگیل زالزالک ، زغال اخته ، الوچه وحشی ، انار ، جل ، خاس ، کوله خاس ، سیب وحشی و ... قابل ذکر هستند.
چهره متفاوتی از این جنگلها نیز در اذربایجان شرقی و در منطقه ارسباران به چشم میخورد که به عقیده برخی جنگلشناسان مستقلا با نام جنگلهای ارسباران در طبقه بندی جنگلهای ایران یاد می شود .

 

 

جوامع حیوانی در جنگل های هیرکانی :
1- پرندگان :
گنجشک سانان ، سار ، دارکوب ، ، اردک نوک پهن که در پائیز مهمان جنگل های هیرکانی است ، قرقاول خزری گونه در حال انقراض ، کبک ، بلدرچین ، کبوتر جنگلی ، قرقی ، شاهین ، قوش ، دال (کرکس ) ، عقاب ، جغد، اردک اره ( اردک خاکستری یا مرمری هم گویند )

2- پستانداران و چهارپایان  :

مرال ، شوکا ، کل و بز در اکثر نقاط منقرض شده به جز بخشی در پارک ملی گلستان و جنگل های هیرکانی آمل مُلک اسپه کِر ، پلنگ ، گرگ ، گراز ، خرس قهوه ای ( رنگ قهو ه ای مایل به حنائی داره شدیدا دارای چشمانی ضعیف ولی داری حس بویایی و شنوائی قوی هستش ، روباه سر دم سیاه (مختص جنگل های هیرکانی ) ، شغال ، سمور ، خارپشت ( جوجه تیغی ) ، چوله ( تشی ) ، خرگوش ، موش جنگلی ، گورکن ، گربه وحشی ، جنگل های هیرکانی آمل زیست گاه و محل کشف اسبچه خزر ( کاسپین ) نیز هست ...

با وجود تنوع بسیار بالا و تقریبا ناشناخته جوامع حیوانی جنگل های هیرکانی تا به حال هیچ مطالعه آکادمیکی بر روی آن صورت نگرفته باشد امید آن که روزی این مهم توسط جوامع دانشگاهی ما مورد شناخت و بررسی قرار بگیرد و هر چه بیشتر درک اهمیت وجود جنگل های هیرکانی و حیوانات آن را داشته باشیم ....
عکس حیوانات از اینترنت گرفته شده :

شوکا ..نر ..

 

اسبچه خزر ... سرکار خانم لوئیز فیروز کاشف اسبچه خزر و معرفی کننده ان به کل جهان ... زیست گاه جنگل های هیرکانی ...
تمام اسب های دنیا یک رگ ژنی و خونی از این مینیاتور اسب ایرانی رو دارا هستن ...

...


گره های کوهنوردی به صورت انیمیشن

همیشه دلهرهای کار با طناب همراه همه کوهنوردها هستش هر چی تمرین بیشتر بشه این دغدغه ها کمتر و اطمینان به گره ها بیشتر میشه مخصوصا که زمانی بدونیم این گره ها و یه اشتباه می تونه جون خودمون یا هم طنابمون رو به خطر بندازه .....

سایت زیر تقریبا همه گره های موجود رو یاد میده و نکته متمایز کننده اون اینه که آموزش گره ها به صورت فیلم انیمیشن هستش ... امیدوارم که به کارتون بیاد ...


http://www.animatedknots.com/

...


نشنال جئوگرافیک

درباره نشنال جئوگرافیک: اعلام برنامه به ساعت ایران و دیگر مسائل آن
بینظیره این کانال و برنامه هاش حتما ببینید .

http://natgeotv.com/farsi/

 



...


جشنواره پاکسازی جزیره آشوراده برای استقبال از پرندگان ( 15 و16 آبان)

برای کسب اطلاعات بیشتر بر روی لینک و یا عکس کلیک کنید ...

http://miankalehsit.persianblog.ir/post/329/

 

...


تولد کوهکده

سلام به همه

با کوهکده آمدم ...
درد و دل های خودمونی از جنس و رنگ کوه و جنگل ...
باشد روزی که همه ما به مادرمان زمین احترام بگذرایم ...
تولد کوهکده رو به همه همراهان تبریک میگم ...
با تشکر م .ع . علائی

https://www.facebook.com/mohamad.alaee

جنگل های هیرکانی آمل ... ملک سنگ در گاه ...

...