کوهکده
دغدغه های من درباره جنگل و کوه






منوی وبلاگ
محمدعلی علایی

درباره : دغدغه های من هیچی نیستن جز تو ای کوه ها ، دره ها ، جنگل های زیبای کشورم ..
پروفایل مدیر :محمدعلی علایی
ایمیل مدیر وبلاگ
صفحه نخست
آرشیو وبلاگ

مطالب اخیر
 ۱۳٩٥/۱٠/۱٥
 سفری متفاوت
 مرد اگر نیستی نَر باش
 اولین صعود ایرانیان به مومهیل سار 7343 متر پاکستان
 The Moon Cup در زنان و پریود آنها
 رآی من به هفتمین صعود قلم
 معرفی کوه های ایران به ترتیب حروف الفبا
 معرفی کوه های ایران به ترتیب حروف الفبا
 معرفی کوه های ایران به ترتیب حروف الفبا
 مجموعه عکاسی های عاشقانه من با جنگل

موضوعات وبلاگ
()

صفحات وبلاگ


آرشیو وبلاگ
اسفند ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠


نویسندگان وبلاگ



لینک دوستان
می خواهم روزنامه نگار بمانم !
دیده بان محیط زیست ایران
کانون کوهنوردان اوراز مهاباد
فتو بلاگ سید رضا حسینی
گروه کوه نوردی کلکچال
شکار و خفاظت طبیعت
گروه بیا بریم دشت
عکاسی ماجراجویانه
محسن گل عنبری
نگاهی به طبیعت
دیدبان میانکاله
شیوا شفاهی
کویر های ایران
محمد درویش
ابتکار سبز
اوج ( زیروِ )
آرام کوه
غارنورد
پلوار 70
کلاغ ها
ماگما
وبلاگ فارسی
ليست وبلاگ ها
قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ict
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

آمار و خروجی
  Feed  



لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

گزارش صعود به قله دماوند از جبهه جنوبی

من نیز چو خورشید، دلم زنده به عشق است

راه دل خود را، نتوانم که نپویم

هر صبح، در آیینه جادویی خورشید

چون می نگرم، او همه من، من همه اویم!

"فریدون مشیری"

گزارش صعود به قله دماوند از جبهه جنوبی:

تاریخ اجرای برنامه: 9 و 10 و 11 شهریور 1390 (سه روزه)

سطح برنامه: کوهنوردی سنگین ( صعود نیمه زمستانی )

تعداد نفرات شرکت کننده: 9 نفر

سرپرست گروه: صعود به صورت دوستان انجام شد

صعود: از گوسفند سرا تا بارگاه ،( 7 ساعت )

نفرات شرکت کننده :
آقایان : وحید سپنج .... رضا اخیانی و محمدعلی علایی

خانم ها : مریم دانی ... نازیلا مومنی ... مرجان علوی ... هدرا حق صفت .... رویا دمیرچی و خانم ندا نور الدینی ...
در روز 5 شنبه به تاریخ 9 شهریور همه دوستان مهمان یکی از همنوردان خوب گروه بودن تا ماشین ونی که برای این منظور در نظر گرفته شده بود سر برسه .. ماشین مذکور راس ساعت 4 صبح زیر پل فردیس 2 تن از همنوردان خانم گروه رو سوار کرده و به سمت تهران ادامه مسیر داد راس ساعت 5 صبح مابقی دوستان در تهران سوار شده و به سمت جاده هراز ادامه مسیر دادیم .... نرسیده به ابعلی به ترافیکی بسیار سخت بر خورد کردیم که باعث شد وقت زیادی رو از دست بدیم ... راس ساعت 8:45 صبح روز چهارشنبه در مقابل فدراسیون کوهنورد شهر رینه بودیم .... بعد از پیاده کردن کوله ها از ون و استراحتی بسیار کوتاه کوله ها را سوار بر لندرورها کردیم و به سمت گوسفند سرا به راه افتادیم ... دیدن 2 تن از دوستان بسیار خوبم جناب استاد قاسمپور عزیز مسئول گروه چکاد ساری و همنورد همراهشون نیز انرژی خوبی رو به گروه منتقل کرد .... راس ساعت 10:35 دقیقه در گوسفند سرا بودیم .... بعد از خرید گونی و بسته بندی کوله های اعظای گروه به کمک دوستان بسیار خوب و عالی وحید سپنج و رضا اخیانی عزیز کوله های سنگین رو به قاطر چی سپردیم و راس ساعت 12 ظهر به سمت بارگاه سوم به سر قدمی وحید سپنج به راه افتادیم ... وحید با گام های سنگین و یکنواخت خودش کاری کرد که بدون کوچکترین خستگی در عرض 45 دقیقه 200 متر ارتفاع بگیریم .. که استراحت 5 دقیقه ای رو بعدش داشتیم .... دوستان همه پر از انرژی و سرشار از شادی بودن ....صعود به ارامی و در شوخی و خنده دوستان ادامه داده میشد ... که در طول راه با گروه بابل ... گروه دالاهو و یک گروه اراکی نیز خوش و بشی داشتیم .... کم کم هوا رو به سردی بیشتر میرفت و انرژی ها کمتر میشد ..... که بالاخره به بارگاه سوم کوهنوردی در دامنه کوه همیشه سر افراز دماوند که پوشیده از برف بود رسیدیم ... ساعت 7:15 دقیقه غروب رو نشون می داد .... به علت نبود جا در بارگاه و عدم رزو جا از قبل و شلوغی بیش از حد بارگاه در محوطه مشغول به کمپ زدن شدیم .... بعد از مشورت با دوستان نتیجه گرفته شد که در داخل چادرهای تابستانی چادر های خودمون رو بزنیم ... بعد از هماهنگی های لازم به کمک وحید سپنج .... رضا اخیانی و جناب قاسمپور از گروه چکاد ساری اولین چادر زده شد و به تربیت مابقی چادر ها ... وهمه بعد از یک کوهنوردی خوب و عالی به داخل کیسه خواب هاشون رفتن ..... صبح قرار بر هم هوای بود و وحید سپنج عزیز قصد صعود به قله وشب مانی رو داشت که با دیر بیدار شدن خودم (علایی ) باعث معطلی وحید شدم که حدودا ساعت 10 صبح وحید سپنج برای صعود و شب مانی روی قله ... رویا دمیرچی .... رضا اخیانی .... هدرا حق صفت برای هم هوای بارگاه رو به سمت بالا ترک کردن .... در ساعت 11:45 دقیقه در ارتفاع 4500 متر وحید سپنج از دوستان جدا شده و به راه خودش با کوله باری سنگین به سمت بالا ادامه میده که به علت دیر    حر کت کردن شب را در ارتفاع 5230 متر کمپ میزنه ( خاطره ای از وحید : نودل خارجی وحید که برای شام بود داری 3 تا بسته بود روغن ... نمک و فلفل ... نتیجه اینکه وحید شامش رو درست می کنه و بعدش حوس فلفل میکنه که همشو میرزه و چشمتون روز بد نبینه بقیش رو حدس بزنید از خود راضی) و در روزجمعه راس ساعت 10 صبح وحید بر بام ایران ایستاد ..... از مابقی گروه با صحبتی که در شب قبل از صعود شد .... خانم ها : حق صفت و علوی و دمیرچی اعلام انصراف از صعود رو دادن .... و آقای رضا اخیانی با داشتن قدرت بدنی خوب و امادگی لازم برای تنها نذاشتن همنورد های خوبشون در بارگاه از صعود انصراف دادن ....
اعضای گروه که قصد صعود داشتن با هماهنگی با گروه دزفول قرار بر این شد صعودی دست جمعی داشته باشیم .... راس ساعت 4 صبح روز جمعه .... ساعت 3:30 اعضای گروه بعد از خوردن صبحانه و بستن کوله حمله در جلوی بارگاه منتظر گروه دزفول بودن که با تاخیر 2 ساعته ساعت به 6 صبح رسید که با مشورت اعضا : خانم ها : دانی و مومنی و ندا نورادینی قرار بر صعود شد ..... حرکت به سمت قله در صبح سرد و پر از برف دماوند از بارگاه سوم شروع شد .... گروه در سکوت صبح گاهی به راه خودش ادامه می داد .... در اواسط راه به 3 همنورد اذری زبان و با معرفت برخورد کردیم که باعث شد ادامه صعود رو با هم باشیم ... دوستان دزفول هم کم کم داشتن میرسیدن که در نهایت هر 3 گروه با هم به سر قدمی دوست اذری زبانمون کامبیز بهرامی و عقب داری اینجابت به سمت قله حرکت کردیم .... سر قدمی بسیار شاد پر انرژیک و توانمند تمام گروه های موجود در راه رو با انرژی زیادش خودش شاد و همراه میکرد ... این 3 دوست اذری زبان از کمک جسمی و روحی به هیچ از گروه ها و افراد کم نذاشتن .. حرکت با گامی اهسته و در برفی سنگین ادامه داشت .... در نهایت راس ساعت 4:35 دقیقه بعد ازظهر تمامی افراد بر بام ایران ایستادن و خداوند بزرگ رو برای این صعود شکر گفتن .... دقایقی به عکاسی و عکس یادگاری با دوستان و خوردن چای گذشت ..... و فرود شروع شد ..... در نهایت گروه ها به ترتبیت پائین اومدن .... اینجانب راس ساعت 11:15 شب به بارگاه سوم رسیدم .......

صعود به روایت تصویر :

گروه در ابتدای صعود ... گوسفند سرا

 

رضا اخیانی .. کوله کشی برای دوستانی که کوله های اصلی رو قاطر حمل کرده بود ..

سنگ نماد انسان با دستانی باز در راه بارگاه سوم

من در راه بارگاه سوم و دورنمای از خط الرس دو برار ...

من در نزدیکی بارگاه سوم .. جبهه جنوبی

کمپ های زده شده در بارگاه سوم ... جبهه جنوبی 4200 متر

 

من در کمپ بارگاه سوم .. شبی سرد و پر خاطره

خانم های گروه .... مومنی .. دانی .. نورالدینی ... جلوی جانپناه بارگاه سوم

صبح در راه صعود به قله ..... خانم مومنی ... من .. خانم نورالدینی ..

یکی از همنوردان اذری زبان گل .. داور ... در راه صعود به دماوند

فوران گاز گوگرد ...

گروه بر فراز قله دماوند ... شاد زی همنورد .. آمل تهران اردبیل اهواز ... دماوند یعنی پیوند دهنده همه دل ها ... پاک ترین نقطه زمین ... اسطوره همیشه جاوید ایران

سرکار خانم مومنی ... بر بلندای گنبد گیتی .. دماوند

مهدی روناش .. همنوردی به گرمای خوزستان ... اهواز .. ایستاده با افتخار بر دماوند

من و مهدی ... بر بام ایران ...

من در دماوند .. خدا رو شاکرم که باز سعادتش رو داشتم و به قول دوستی دماوند من رو طلبید و اجازه داد به بلنداش ادای احترام کنم ...

...